(غیره...)
پنجشنبه هفته پیش، توو شهرمون یعنی خرمدره جشن خاله شادونه برگزار شده بود. حتما شنیدین که چه اتفاقاتی افتاده. تمام بچه های فامیل رفته بودن جشن. من هم تهران بودم، نیم ساعت بعد از اون اتفاقات توو اینترنت خوندم که چه خبر شده. دلواپس شدم و با عجله زنگ زدم به مامانم که ببینم دادشمو و بچه چیزیشون نشده باشه که خدارو شکر بچه ها با هزار جور بدبختی خودشون رو به کنار کشیده بودن که چیزیشون نشه. این هم خبر ها:



























